از کجا شروع کنم.از کدوم غمم بگم...امروز خیلییییی حالم گرفته بودجوری که بغض کرده بودم حتی بغضمم دیگه برام غریبه شده بود دوست داشتم یه سری بهش بزنم یه حالی از بپرسم ... ولی دمش گرم بیشتر وقتا اون حالمو میپرسه گاه گاهی هم بهم سر میزنه حتی یک مدتی دیگه باهاش یکی شدم
اون وقت که وقتی نیستش دنبال خودم میگردم ...
الان شاید فک کنید این کیه که انقد با معرفته ؟؟!! نه خیالتون راحت بشر نیست .. آدم نیست ... و دختر هم نیست ... چیزیه تو وجود همه ی اینا !! که خیلیا قدرشو نمیدوننو بی اختیار برای هر کسی حرومش میکننن.. شاید لازم نبود این همه تعریف و تمجید از یه شخص یک کلمه ای بشه ... ولی واسه من خیلی مقدسه و خیلی خاطرشو میخوام .... ببینم اگه تونستید بگید کیه نظر بدین .... مخصوصا کسایی که بیشتر مرتکب اشتباه شدن ...
نمی خوام تو کف بزارمتون : اشک!